قهرمان ميرزا عين السلطنه

7220

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سرماى شديد سرماى شديد در سمت شمال شده ، تبريز اغلب ديوارهاى ضخيم شكاف خورده . قزوين هرچه مايع بوده يخ بسته است . با آب جوش سماور قضاى حاجت مىروند . در خمسه شصت نفر آدم تلف شده ، چقدرها مواشى . در راه رشت و طهران چندين نفر مرده‌اند . در اين سرما امير لشكر شمال حكم به ساختن راه نموده . از گرسنگى و سرما متصل وداع حيات مىكنند . طلب مؤلف از ساعد الدوله ظفر السلطنه ساعد الدوله را ديده بود ، وعده داد هروقت رسيد مىدهم . اما من تحويلدار او نيستم كه بدانم چه‌وقت پول مىرسد . ناچار رفتم قايم مقام الملك را هم ديدم . گفت جدا اقدام مىكنم . خدايا خداوندا اين چه مملكتى است . من بيست و دو هزار تومان از آدم متمولى مثل ساعد الدوله طلبكار باشم و براى يك غاز معطل . تظلم خود را به كه [ بكنم ] و داد خود را از چه كسى بخواهم . درس بچه‌ها عباس كلاس چهار اول شاگرد ( مبصر ) ، مسعود كلاس سوم مبصر است . « به‌به » سرود ملى از آنها ياد گرفته و غالب مترنم است . اگر اين بچه‌ها هوش دارند از طرف مادر و الموتى بودن آنهاست ، و الّا در من كه هوش و ذكاوتى نيست . سرماى بىسابقه سه‌شنبه 2 رجب المرجب 1343 ، 7 درجهء دلو 1303 - از اول جدى الى كنون سرما شده طورى كه از پانزده سال قبل بدين طرف كسى ياد ندارد . بدون برف و باران سرماى خشك ، زكام ، سينه‌درد ، پهلودرد ، در هر خانه به حد وفور است . من كه يك ماه است مبتلايم ، بچه‌ها مبتلا . هيچ شبى از خانهء عميد الدوله نمىآمدم كه مثل امشب سردم بشود . گويا درجه دوازده تحت صفر بود . در رشت ، مازندران ، استرآباد ، حتى بغداد ، خوزستان ما ، بوشهر ، برف و سرما شدت دارد . تمام اشجار مركبات سوخت و شكست . سيد محمد بهبهانى و حرف مدرس آقا سيد محمد پسر آقا سيد عبد اللّه بهبهانى در باغ خارج شهر از مدرس و سردار سپه